مثلا"یک کودک فقط در همان فردی خودش است و فقط خودش را می بیند و همه چیز را برای خود فردی می خواهد ، حتی به پدر و مادر هم به چشم وسیله و ابزاریبرای خودش نگاه می کند . در دوران جوانی که عشقی پیدا می کند و همسری انتخاب می نماید، برای اولین با این احساس در او پیدا می شود که به یک شخص دیگر مانند خود علاقه دارد(البته در همه این طور نیست) یعنی از خود بدر می آید، خودش و او یکی می شوند و همه چیز را برای این خود بزرگترمی خواهد . مجموع دو ((خود )) یک ((خود)) شد ه اند .

تا وقتی که رابطه زوجین با یکدیگر رابطه شهوانی یعنی رابطه جنسی است، قهرا" اینها به هم به چشم یک ابزار نگاه می کنند. رابطه جنسی یک امر حیوانی و طبیعی است. برای اطفای غریزه جنسی ، زن برای مرد یک ابزاربیشتر نیست و مرد هم برای زن یک ابزار است.

ولی مسئله زوجین و کانون خانوادگی و فلسفه خانوادگی و روح خانوادگی عبارت است از روح مافوق غریزه جنسی که میان دو نفر پیدا می شود؛یعنی شخصیت یگدیگر را دوست دارند و تا سنین پیری که دیگر مسئله غریزه جنسی بکلی ضعیف یا نابود می شود علقه خانوادگی و محبت میانشان هست و روز به روز هم شدید تر می شود و علقه زوجین به یکدیگر در اثر معاشرت و تماس زیاد شدت پیدا می کند و آنقدر اثر می گذارد که کم کم قیافه های آنها شبیه هم می شود، یعنی تدریجا" روحهای آنها آنقدر با هم انطباق پیدا می کنند که کم کم اجسام آنها نیز با هم انطباق پیدا می کنند و قیا فه ها به یکدیگر شبیه می شود. این اولین مر حله ای است که انسان از لاک خود فردی خارج می شود . و به همین دلیل ازدواج در اسلام جنبه اخلاقی دارد با اینکه یک امر شهوانی است، و این تنها امری است که با و جود اینکه پایه طبیعی و شهوانی دارد جنبه اخلاقی دارد. مثلا" هیچ وقت خوردن جنبه اخلاقی پیدا نمی کند ولی ازدواج خودش جنبه اخلاقی دارد . و در میان غرایز شهوانی انسان هر غریزه ای که اشباع شود، اشباع آن تاثیر ی در معنویت انسان ندارد جز غریزه جنسی . لهذا ازدواج از نظر اسلام سنت و مستحب تعبیر شده علت اساسی این استکه هر مقدار الفت زوجین به یکدیگر بیشتر باشد ،

یک قدم از خود فردی خارج شد ه اند ((خود ))کمی که بزرگتر شد،

رقیقتر می شود ، مثل مایع غلیظ که وقتی آب داخلش کنند رقیق می شود و توسعه می یابد.

تجربه نشان داده است که افرادی که در تمام عمر خاطر هدفهای معنوی ، مجرد زندگی کرده و نخواسته اند زن و بچه داشته باشند که مانع رسیدن آنها به معنویات شود، در همه آنها یک نوع نقص – ولو به صورت یک خامی – وجود داشته است. گویی انسان یک نوع جهاد عملی برای انسان حاصل نمی شود و چیزی است که اگر انسان بخواهد در روحش پیدا شود باید در عمل در گیر شود تا آن را کسب کند.

منبع : تعلیم و تربیت در اسلام

نویسنده:متفکر شهید استاد مرتضی مطهری

مهنازعیسی زهی