1. نگاه تقدس آمیز و فرازمینی داشتن به ازدواج و تشکیل خانواده

2. داشتن انتظارات معقول از ازدواج

3. اشتراکات فرهنگی و همسانی زوجین و خانواده های آنها

و چندین عامل دیگر که افراد لازم است قبل از تشکیل خانواده و در جریان آنها به این عوامل توجه مستمر داشته باشند.

46. اصل توجه به شبکه ارتباطی خانواده و پرهیز از شبکه های درهم ریختهدر یک خانواده هر کسی یک «من» تنها دارد که عبارتست از نام، خصوصیات جسمانی، علاقه ها، عادات، هنرها و سایر خصلت های فردی که از آن به ارتباط «یک سویه» تعبیر می شود و یک «ما» دارد که منظور از «ما» در یک خانواده ارتباطات متقابلی است که بین افراد وجود دارد مانند رابطه همسری، پدری، مادری، برادری، خواهری و فرزندی(28) به این ارتباطات، ارتباطات دوسویه می گویند.

«خُلق عبارت از شکل درونی انسان است، چنان‌که خَلق شکل ظاهری اشیاء است. غرایز، ملکات و صفات روحی و باطنی که در انسان است، اخلاق نامیده می‌شود و به اعمالی که از این خُلقیّات ناشی گردد، نیز اخلاق می‌گویند» غزّالی نیز اخلاق را عبارت از «اصلاح و پیراستن قوای نفس» می‌داند. وی معتقد است اخلاق، هیأتی رسوخ‌یافته در نفس است که باعث می‌شود انسان با سهولت، آسانی و بدون تأمّل و اندیشه رفتار نماید. این حالت، زمینة صدور افعال پسندیده و نیکو و دوری از افعال زشت و ناپسند است»

با رجوع به تعریف‌های اخلاق، مشخّص می‌شود که رابطة اخلاق و خانواده، رابطه‌ای کاملاً مستقیم و الزامی است؛ زیرا انسان جز در محیط امن و سازندة خانواده، هرگز قادر به کسب آگاهی، کمال و رفع نواقص از نفس و رفتار خود نمی‌باشد. بنابراین، انسان که جویای کمال و گریزان از ضعف و نقص است، طالب حضور در خانواده و تحکیم روابط اعضای آن می‌باشد. به طور کلّی، استواری و محکم بودن خانواده‌ها، حاصل پایبندی‌های اخلاقی اعضای آن و پرهیز از کج‌خلقی است.

اهمیّت تحکیم خانواده

اهمیّت پرداختن به موضوع «تحکیم خانواده»، ریشه در اهمیّت نهاد خانواده دارد. نهاد مقدّس خانواده، رکن بنیادین اجتماع بشری و محمل فرهنگ‌های گوناگون است تا آنجا که سعادت و شقاوت امّت‌ها، مرهون رشادت و ضلالت خانواده می‌باشد. اوّلین شـرط داشـتن جـامعه‌ای سـالم و پـویا، سـلامت و پـایداری خانـواده اسـت. همة دستاوردهای علمی و هنری بشر در سایة خانواده‌های سالم و امن پدید آمده است. قرآن کریم به عنوان برترین نسخة زندگی و عالی‌ترین راهنمای بشر برای دستیابی به حیات طیّبه، بخشی عظیم از آیات را به تنظیم و تعدیل روابط اعضای خانواده، حقوق و وظایف همسران و فرزندان اختصاص داده است. رجوع به این آیات الهی می‌تواند انسان را برای دستیابی به بهترین راهکارها در تحکیم خانواده هدایت کند. برخی از سُوَر قرآن به صورت خاص مسایل خانواده را بیان می‌کنند؛ مانند سوره‌های نساء، انسان، تحریم، طلاق و ... . اهداف خانواده و اقتضای تأسیس آن ایجاب می‌کند که پایه‌گذاران آن یعنی زن و شوهر، در تحکیم و پایداری این بنا، نهایت سعی خود را بکنند و با همان انگیزه که بر تشکیل آن اقدام کردند، بر دوام آن اصرار ورزند تا وحدت و پویایی این نهاد مقدّس تا پایان حفظ شود.

خانواده بنیادی‌ترین نهاد در جامعة انسانی است که وظیفة تربیت و سازندگی افراد و انسان‌ها را بر عهده دارد و اگر افراد نتوانند خانواده را تحکیم بخشند و افرادی باایمان در آن پرورش دهند، نمی‌توانند جامعه‌ای ایده‌آل برای نسل آینده بسازند و از فرهنگ ایمانی خود جا مانده و به اهداف متعالی خود نمی‌رسند. مقصود از تحکیم خانواده، فراگیری اصل اعتدال میان همگان، حاکمیّت اخلاق و حفظ حقوق همة اعضاست. اگر هدف از برقراری زوجیّت و تشکیل خانواده، به تعبیر قرآن، «سکونت و آرامش اعضا» است، لازم است که همة رفتارها و تعامل‌ها در راستای تحقّق این هدف باشد.

ازدواج؛ گام نخست در تشکیل و استحکام خانواده

ازدواج پدیده‌ای خاصّ و منحصر به انسان نیست، لیکن در او زمینه‌ساز انسانیّت، و پیش‌درآمدی برای رسیدن به مقاصد عالی است. تاکنون کسی نتوانسته است در روابط زن و مرد چیزی بهتر از ازدواج ابداع کند؛ ازدواجی که میان انگیزة جنسی و عشق و سعادت فرزندان حاصل از آن پیوند برقرار می‌کند. ادامة زندگی بدون عشق محال نیست، امّا دشوار است. پیامبر(ص) فرموده است: «هیچ چیز در نزد خدا محبوب‌تر از خانه‌ای نیست که در اسلام با ازدواج آباد شود»

. قرآن کریم در باب قانون ازدواج می‌فرماید: «یکی از نشانه‌های خدا این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا به واسطة آنها آرامش بیابید و میان شما بذر رأفت و محبّت افشاند تا مایة بقای زندگی نوع باشد. نشانه‌های خدایی در این امر بر اندیشمندان آشکار است»

یکی از این نشانه‌های الهی آن است که هر فردی از بشر در برابر خود از نوع خود جفتی می‌یابد تا مسألة توالد و تناسل صورت گیرد و آنها به گونه‌ای آفریده شده‌اند که محتاج یکدیگرند و هر یک با دیگری به کمال خود می‌رسد و این همان میل جنسی است که خداوند آن را در وجود دو نفر به امانت نهاده است»

از این آیات و روایات استفاده می‌شود که اساس ازدواج یا نکاح که به معنی عمل همخوابگی است، بر همین حقیقت طبیعی است، نه شهوت‌رانی و لذّت‌گیری.

همة احکام مربوط به حجاب، چگونگی انجام عمل همخوابگی و اینکه هر زنی مختصّ شوهر خویش است و نیز احکام طلاق، عُدّه، اولاد، ارث و نظایر اینها که اسلام در این باره مقرّر کرده، پیرامون این حقیقت دور می‌زند و می‌خواهد عمل همخوابگی به صورت بازی انجام نشود: «...اما در قوانین مربوط به روابط جنسی زن و مرد که در تمدّن غربی حاضر در جریان است، اساس همخوابی زن و مرد یک نوع اشتراک در عیش است و کاری به زندگی مشترک در درون خانواده ندارد. به همین دلیل، متعرّض هیچ یک از احکامی که اسلام دربارة بستر زناشویی و فروعات آن وضع کرده نیستند و در آن قوانین، سخنی از عفّت، حجاب و اختصاص و امثال آن دیده نمی‌شود»

یکی از دلایل تفاوت‌های یاد شده در قوانین اسلامی در باب ازدواج و قوانین غیراسلامی این است که اساس قوانین اسلامی مصالح و مفاسد واقعی بشر است و واضع آن قوانین خداوند متعال است.