. همچنين فتاواي جديدي كه فقيهان آگاه به زمان و روابط اجتماعي و سياسي حاكم بر جامعه, در زمينه هاي اجتماعي, اقتصادي, سياسي و فرهنگي صادر مي كنند.  هرگز مشمول بدعت نمي شوند. از بعد اجتماعي, رفتار بدعت گذار خسارتي جبران ناپذير براي جامعه دارد و خطر او براي جامعه بسيار فراتر از خطر پزشك قلابي است كه با تجويز داروهاي تقلبي جان و سلامت مردم را به خطر مي افكند؛ زيرا بدعت گذار با قانوني كه به نام دين مي گذارد و احكامي كه از پيش خود جعل مي كند , دين مردم را فاسد مي كند و آنان را از سعادت دنيوي و نيز سعادت ابدي و جاودانه آخرت, كه در پرتو دين به دست مي آيد, محروم مي سازد. پس خيانت او در حق جامعه از هر خيانتي بزرگتر است. از بعد فردي نيز, بدعت گذار كه خود را در مقام واضع قوانين و احكام قرار داده, مدعي است احكامي كه در اسلام نيامده ولي براي جامعه مفيدند آورده, و از اين روي به گمانش او سخناني نو و تازه آورده در پي تكميل دين بر آمده است لذا بدعت گذار موجب مي شود كه او عقايد باطل خود را در برابر اعتقادات و آموزه هاي حق مطرح سازد.

گاه بدعت موجب پيدايش فتنه در جامعه اسلامي مي شود و چه بسا كار به ايجاد فسادهاي بزرگ اجتماعي و ريخته شدن خون انسان ها مي انجامد. چون بدعت گذاران فتنه گستر, حق را با باطل مي آميزند و باطل را با پوشش زيباي حق به ديگران عرضه مي كنند.

منبع: گفتارهاي اعتقادي , معرفتي و سياسي

آمنه سالاري فر